تبليغاتX
بهش میگن عشق

بهش میگن عشق

این حس حسود بودنم هنوز مرا رها نمی کنه..

از خدا میخوام که هرچه زودتر این حس را از بین ببره...

+ تاريخ 89/06/20ساعت 0:0 نويسنده ღبهارهღ |
درست است که خیلی دل سرد شده ام...

اما زبانم ماننند یک کودک تخس می ماند...

با لجبازی تمام میخواهد به تو بگوید دوستت دارد...

+ تاريخ 89/05/20ساعت 18:15 نويسنده ღبهارهღ
محبتهای تو داغ داغ است...

خیلی داغ...

و کم کم به سردی می گراید...

مثه گرمای تابستون تا پیش خزون..

+ تاريخ 89/05/20ساعت 18:11 نويسنده ღبهارهღ
خدایا این چه سری هست؟

بدنم داغ داغ...

و دلم سرد سرد...

مثله گذاشتن یک بستنی با طعم لبهای تو در اجاق احساس من....

+ تاريخ 89/04/01ساعت 18:11 نويسنده ღبهارهღ
ته دلم احساس میکنم که دیگر محبتی برای کسی وجود ندارد...

چرا دروغ بگویم؟

+ تاريخ 89/03/01ساعت 18:7 نويسنده ღبهارهღ
دلم یه عالمه بغض میخواد برای شکستن...
+ تاريخ 89/02/01ساعت 18:3 نويسنده ღبهارهღ